تبليغاتX
متولد ماه مهر
یا امیر المومنین(ع)

این روزها به صدای در و دیوار شهر گوش کن. به صدای دل آسمون گوش کن، نگاه کن که آسمون داره اشک شوق میریزه. گوش کن....

زیر لب داره میگه:

 الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایته علی ابن ابیطالب علیه السلام

عید ولایت بر همه مبارک. امروز رو به من خرده نگیرید که چرا مطلبم از تو نهج البلاغه نیست. این ایام دیگه ایام بد مستی منه. البته مطلب حاضر داشتم ولی وقتی به این حدیث از پیغمبر رسیدم دیگه...

به نظرتون بهترین دوستی کدومه یا بهتر بگم چه دوستی میتونه شما رو به راحتی به خدا برسونه.؟

پیامبر گرامی فرمودند:

پروردگار هیچ چیزی خلق نکرد مگر برای آن آقایی قرار داد. مرا سرور پیامبران، جبرییل را آقای فرشتگان، علی(ع) را آقای جانشینان پیامبران قرار داد. دوستی من و محبت علی(ع) را سرور و سالار هر چیزی که وسیله ی نزدیک شدن به خدا میشود، قرار داده است.

این شعر هم هر چند ناقص و نالایق ولیک "از دستمان برآمد و این بود":

 

وحی آمد ای رسول آخرین

ای که از نامت جهان گشته وزین

 

ای که نامت "نام جمله انبیاست

چون که صد آید نود هم پیش ماست"

 

کل کار بعثتت آغاز شد

نه "اتمم" بلکه راهش باز شد

 

سوره ی عشق بشر نازل شده

وحی گشته کار تو حاصل شده

 

کل عمر بعثتت در یک کفّه

کار نصب شاه دین در یک کفه

 

تو به تبیین شه مشکل گشا

ما به تزیین یل خیبر گشا

 

گو به عالم:" وجه حق را دیده اید؟!

یا که صوت ناز حق بشنیده اید؟!

 

یا که دست رب درون آستین

یا که موسای ِ نبی در بحر دین؟!

 

یا که کشتیرانی نوح نبی؟!

یا صدای صوت داوود سخی؟!

 

هیچ پندارید با ذکر علی

چاره می شد مشکلات هر نبی

 

آدم را نده شده از سوی حق

گفت: جبرئیل من چه گویم سوی حق؟

 

گفت آن جبرئیل: گو ناد علی

شه کلید بخشش رب جلی

 

در مصاف خیل آتش گفت خلیل

زیر لب ذکر علی پیش جلیل"

.

.

.

چون پیمبر کرد تقریرات وحی

از پی اش مردم می گشتند حی

 

دست حیدر را به بالا می بَرَد

دست حیدر نه،- ید الله می سَزَد

 

بانگ زد:" هر کس منم مولای او

بعد من حیدر شود آقای او"

 

تا چنین فرمود احمد از علی

خاک و باد و ابر گفتند: یا علی

 

آسمان خورشید در دستش گرفت

دف بزد، ذکر "علی ٌ حق" گرفت

 

غنچه از شادی به گل تبدیل شد

نغمه ی قمری - علی- لبریز شد

 

بلبلان آن روز خوش خوان گشته اند

مردگان آن روز پر جان گشته اند

 

آسمان با اشک شوق آزین گشت

قطره باران روی خاک تزئین گشت

 

شبنم سوسن به روی خاک شد

خاک نه، او مالک افلاک شد

 

جام ها پر باده از مهر علی

باده ها رنگین شد از ذکر علی

 

ساقیان خم در بغل گویی چو آب

ساغران هوهو کنان مست شراب

 

از لب جامش بر آن صحرا چکید

گشت آن خم غدیر و جان رسید

 

بعد ِ اعلام امامت از نبی

حاضران گفتند:"لبیک یا علی"

 

بعد " وال ِ من والاه" گفت او

یا که "عادِ من عاداه" گفت او

 

از همان روز ازل "بخ ٍ" کنان

عده ای مخفی با تیر و سنان

 

ساز ِ ناکوک و مخالف می زدند

روی دستور خدا حرف می زدند

 

لیک آنها هم بگفتند سالها:

"گر نباشد او هلاکیم بار ها"

                                                           یا علی.    

+ نوشته شده در جمعه 7 دی1386ساعت 16:25 توسط حسین نمازی |